خرید بک لینک
دنیای تازه، اپیزود اول

صحنهی ۱

دنیا خاموش بود وُ
چشمِ پنجرهها
به کوچههای بی پچ پچ خیره
بسته میشد،
تصور رویا، مخدری بود
که در دود ماشینها
حقیقت را در نفسهای آدم میخشکاند،
صدای خنده
چیزی جز فریبِ امواج صداها نبود
که مسکنی میشد
تا گوشها را به نشنیدن درد
عادت دهد،
و زندگی
چند لحظهی خاص بود
که خاطراتت را میبرد به جنگل
میبرد به نیزه و چخماق،
بچهای متولد میشد
پای گاوی چاق میلنگید
صاحب غاری بزرگ میمرد
یا زنی زیبا
مسیر رودخانه را گم میکرد

(دنیا خاموش بود و شعرت
فقط پاورقیِ خاطرات چند دختر بچه بود...)

و فکر میکردی
چطور میشود در کوچهای عشق را پیدا کرد
که نفسدودهای تمدن
قدم
به
قدمش
خاکستریِ لذتواری سرد
میپراکند،
چطور میشود عشق را به خانهای برد
که تمنای هضم اندامی نو
خونِ صاحبانش را
گرسنهی هر گمشدهای میکند،
چطور میشود عشق را به قلبی برد
که از هر گوشهاش دو چشم طمعکار
برای طعمهای ضعیف
دندان تیز میکرد

نمیشود از رگی به قلب رسید
که سالهاست
به دریچهی وان حمام
منتهی میشود.


صحنهی ۲

خورشید که روشن شد
چشمهای قهوهایاش رو به طلایی رفت،
حالا میشد روی برق نگاهش دوید وُ
به آرزوهای انسان رسید.

(دخترک بیمقدمه متولد شد وُ
بدون اضافات شاعرانه
از تمام کلماتم شعر ساخت.)

کشف چشمهایش
کتاب کتاب حسّ زندگی بود
که آدم را
تازه آدم میکرد،
کشف لبهایش
مثل کشف استخری از الکل بود
که میشد داخلش پرید وُ
غرق ذراتی بینهایت شد
که مغز را
عطش عصیان میداد.

من باورش کردهام
و بی اراده باورم را در آغوش میکشم
و عشقم را
که سالها از ترسِ مرگ و هرزگی
گوشهای کز کرده
خوابِ عافیت میدید
به رقص وا میدارم،
چند وقت است در کلمات
واقعا روی ابعادِ انسان
جهش میکنم،
چطور میشود بین کتابهای مقدسی
که ازنفسهایت عاریه گرفتهام
پرواز نکرد
و بیتردید
به جهان تازهای نرسید؟

بگو که در این دنیای تازه
روی این زمان تازه
زیر این آسمان تازه
تنها
نیستم




برچسب: 347 area code,34,346 area code,34 weeks pregnant,347,343,340b,34th street,34 celsius to fahrenheit,34c, نویسنده: مهتاب جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 11:20

صفحه بندی